نويسندگان

نیت یا الله را که گفتند، پسر کوچکی دوان دوان کنار من ایستاد، دست هایش را به سرعت تا  گوش هایش بالا برد و به نماز پیوست، چند دقیقه گذشت که پسرک شروع کرد در نماز بازی کردن دست هایش را در جلوی صورتش تکان می داد، با دهانش صدا در می  آورد و چشمانش را باز و بست می کرد. چشمانم را پایین نگه داشتم اما خواه یا ناخواه بازهم حرکاتش را می دیدم،  تا حالا ندیده بودم که بچه ای دیگر در نماز بازی کند! آخر این که دیگر اسمش نماز نیست!

گفتم باید حکمتی در این اتفاق باشد،اگر این بچه در نماز کنترل بدنش را ندارد و با دست و پایش بازی می کند، خیلی از ما  هم گرچه در نماز ساکتیم و چشمان و دست و پایمان را به اطراف حرکت نمی دهیم  اما با فکرمان بازی می کنیم، در نماز ذهنمان شروع می کند به حرکت کردن، از رفتن به بانک، سبزی فروشی، دانشگاه و بعد برنامه ریزی برای چگونگی خواندن دروس  یا برنامه های قبلی، فعلی و بعدی تلویزیون و ...

اکنون باید به خودم می خندیدم یا آن پسرک؟

خدا به دادم برسد اگر نمازم به آسمان صعود کند و بگوید:"ضایع کردی مرا، خدا تو را ضایع کند " و سپس آن نماز را به چهره  ام بزنند و بگویند این نماز به درد خودت هم که نمی خورد هیچ چهره ات را هم سیاه تر می کند فویل للمصلین الذین فی صلاتهم ساهون ، شاید باید گریه کنم، خدایا تا اینجا را ببخش بقیه اش را خودت کمکم کن که حواسم باشد که سمع الله هر آنچه در ذهن است و جان.

"درخود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمی دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود یعنی فکرش را از غیر خدا منصرف کند"1

1=آیت الله بهجت رحمت الله علیه

[ سه‌شنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٥:٤٧ ‎ب.ظ ] [ سابقون ]

از حضرت رضا(علیه السلام) سؤال شد: سفله کیست؟فرمود: آن که چیزى دارد که از [یاد] خدا بازش دارد.

[ شنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٧:۳۳ ‎ب.ظ ] [ سابقون ]

تا به حال نام یوم الهدم را شنیده اید ؟ یوم الهدم یعنی روز ویران کردن ...

در هشتم شوال سال 1344 هجری قمری پس از اشغال مکه ، وهابیان به سرکردگی عبدالعزیزبن سعود روی به مدینه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر، سرانجام آن را اشغال نموده ، مأمورین عثمانی را بیرون کردند و به تخریب قبور ائمه بقیع و دیگر قبور هم چنین قبر ابراهیم فرزند پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – قبور زنان آن حضرت ، قبر ام البنین مادر حضرت اباالفضل العباس – علیه السلام – و قبر عبدالله پدر پیامبر و اسماعیل فرزند امام صادق – علیه السلام – و بسیاری قبور دیگرپرداختند. ضریح فولادی ائمه بقیع را که در اصفهان ساخته شده بود و روی قبور حضرات معصومین امام مجتبی ، امام سجاد ، امام باقر و امام صادق – علیهم السلام – قرار داشت را از جا در آورده ، بردند . اما این اولین حمله آنان به مدینه نبود . آنان در سال 1221 هجری نیز یک بار دیگر به مدینه هجوم برده ، پس از یک سال و نیم محاصره توانسته بودند آن شهر را تصزف کنند و پس از تصرف اقدام به غارت اشیای گرانبهای حرم پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – و تخریب و غارت قبرستان بقیع نمودند .

سوره کهف آیه ۲۱

قال الذین غلبوا علی امرهم لنتخذن علیهم مسجدا

آنان که بر کار(اصحاب کهف)آگاهی یافته بودند،گفتند:ما بر آنان معبد ومسجدی میسازیم(تا یادشان باقی بماند)

تفسیر نور:ساختن مسجد و معبد بر مزار اولیای خدا بر اساس این آیه مبارکه،ریشه قرآنی دارد،بنابراین تخریب مزار قبور ائمه بقیع(ع)توسط وهابیت ملعون خلاف سنت الهی و قرآن کریم است.

[ شنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٧:۱۳ ‎ب.ظ ] [ سابقون ]

«‌جلال شیرینی زندگی ما بود . هرگز به من بی احترامی نکرد و همیشه شرمنده اخلاصش هستم . در همان دوران ، چیزی از من خواست که از نظر مالی توان اجابتش را نداشتم . دو مسأله روح مادری مرا آزرد : یکی این که قدرت اجابت خواسته اش را نداشتم و دیگر نگاه اشک آلودش که قلبم را به درد آورد . چاره ای نداشتم جز اینکه منتظرش بمانم . آن لحظات سخت فقط برای یک مادر قابل درک است .

چند ساعت بود ، صدای زنگ در خانه آمد . برخاستم و سراسیمه شتافتم . در را که باز کردم ، جلال را دیدم که توی درگاهی ایستاده . لحظه ای هیچ نگفت . کنار کشیدم تا بیاید تو . آمد و کاری کرد که چهارستون بدنم لرزید . خم شد و قبل از این که بتوانم عکس العملی نشان دهم ،‌دستم را گرفت و بوسید . الان هم که به یاد آن لحظه می افتم ، قلبم می خواهد از کار بیفتد . حوله بزرگ سفیدی را که خریده بود ، داد به دستم . در آن لحظه تنها کاری که  توانستم بکنم ،‌این بود که در آغوش بکشم و ببوسمش .

از آن روز آینه دل او را آنقدر سفید و نورانی یافتم که هنوز هم همه آن صفا و خلوص و پاکی را با تمام وجود حس می کنم . جلال با آن حال عجیب و روحانی اش گفت مادر ، از دست من ناراحت هستی ؟ چکار کنم تا راضی شوی و مرا ببخشی ؟ هرگز لرزش کلامش را از یاد نمی برم . »

[ چهارشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٦:۱٥ ‎ب.ظ ] [ سابقون ]

لیلة المبیت

"ومن الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله والله رؤوف بالعباد"بعضی از مردم [با ایمان و فداکار همچون علی علیه السلام در لیلة المبیت، به هنگام خفتن در جایگاه پیامبر صلی الله علیه و آله]جان خود را در برابر خشنودی خدا می فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است».(1)

مفسر معروف اهل تسنن، ثعلبی می گوید: هنگامی که پیامبر اسلام تصمیم به هجرت از مکه به مدینه گرفت، برای تحویل امانت های مردم و پرداخت پول های آنان، علی علیه السلام را به جای خود قرار داد وشب هنگام که به سوی «غار ثور» حرکت نمود و مشرکان اطراف خانه او را محاصره کرده بودند، دستور داد علی علیه السلام در بستر او بخوابد و پارچه سبز رنگی(برد خضرمی)که مخصوص خود پیامبر بود، روی خویش بکشد.

در این هنگام خداوند به «جبرئیل» و «میکائیل» وحی فرستاد که من بین شما برادری ایجاد کردم و عمر یکی از شما را طولانی تر قرار دادم ، کدام یک از شما حاضر است ایثار به نفس کند و زندگی دیگری را برخود ترجیح دهد. هیچ یک حاضر نشدند. به آنان وحی کرد اکنون، علی علیه السلام در بستر پیامبر خوابیده است و آماده فدای جان خویش است. به زمین روید و حافظ و نگاهبان او باشید. هنگامی که جبرئیل بالای سر و میکائیل پایین پای علی نشسته بود، جبرئیل می گفت: «به به! آفرین بر تو ای علی! خداوند به واسطه تو بر فرشتگان افتخار می کند». آن گاه آیه «و من الناس ...» نازل شد و در آن صفات علی علیه السلام بیان گردید.(2)

در ادامه مطلب می خوانید...


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ٩ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ ] [ سابقون ]


ایشان با شکرگزاری به درگاه پروردگار به‌خاطر دیدار با جمع باصفا، صمیمی و پرنشاط دانشجویان، مطالب بیان شده در این دیدار را غالباً پخته، سنجیده و بسیار خوب خواندند و دستگاه‌های مختلف را به بررسی راههای تحقق پیشنهادهای دانشجویان توصیه کردند.
رهبر انقلاب در پاسخ به دانشجویی که خواستار تبیین معنای «اعتدال» شده بود خاطرنشان کردند: رئیس جمهور منتخب که این شعار را مطرح کرده است حتماً معنا و مفهوم مورد نظر خود را درباره مقوله اعتدال بیان خواهد کرد.
حضرت آیت الله خامنه‌ای همچنین با اشاره به سخنان یکی دیگر از دانشجویان درباره برخورد صحیح با دولتِ رئیس جمهور منتخب افزودند: همچنان که درباره همه دولت‌ها تأکید شده است باید از این دولت نیز حمایت و به آن کمک کرد.
ایشان افزودند: برخی می‌گویند اگر دولت این‌گونه باشد به او کمک و گرنه انتقاد می‌کنیم. بنده با انتقاد مخالف نیستم اما اولاً انتقاد با عیب‌جویی فرق دارد، ثانیاً باید ابتدا فرصت کار و تلاش و تحرک داده شود.
حضرت آیت الله خامنه‌ای کار قوه مجریه را واقعاً سخت و دشوار برشمردند و خاطرنشان کردند: هیچ‌کس نیست که نقطه ضعف نداشته باشد بنابراین نباید توقعات را به‌قدری بالا برد که از توان منطقی اشخاص خارج باشد.
رهبر انقلاب با اشاره به ضرورت در نظر گرفتن مشکلات و واقعیت‌های کشور افزودند: مجموعه نیروهای فعال سیاسی، کاری و دانشگاهی دست به دست هم دهند تا کارها به‌فضل الهی به پیش برود.
یکی دیگر از دانشجویان از بروز کدورتمیان دانشجویان به‌علت اختلاف در تحلیل‌های سیاسی اجتماعی سخن گفته بود.
حضرت آیت الله خامنه‌ای با تأکید بر پرهیز کامل از تبدیل اختلاف نظرها به کدورت و خصومت گفتند: جداً از دانشجویان عزیز و طرفداران سلایق گوناگون خواهش می‌کنم که اجازه ندهند «اختلاف نظر در تحلیل و برداشت و تفسیر»، به کینه و دشمنی بینجامد.
ایشان در همین زمینه افزودند: به توصیه حضرت امام، مانند طلبه‌ها باشید که در هنگام مباحثه بسیار جدی هستند اما در بقیه اوقات رفیق و دوست و همراه یکدیگرند.

در ادامه مطلب می خوانید...


ادامه مطلب
[ دوشنبه ٧ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٧:٥٢ ‎ب.ظ ] [ سابقون ]

از شب قدر به عنوان محکم‌ترین دلیل بر وجود حجت خدا بعد از حجت دیگر و استمرار امامت تا روز قیامت یاد شده است، از این رو، امامان(ع)، شیعیان را به احتجاج و استدلال به آن در برابر اهل سنت راهنمایی کرده‌اند. از حضرت امام باقر(ع) روایت شده است:

ای شیعیان، به وسیلة سورة «إنا انزلناه» احتجاج کنید تا پیروز شوید. به خدا سوگند، که آن (سوره) حجّت خدا بر آفریدگان، بعد از رسول خدا(ص) بوده، مهتر و سرور دینتان، و غایت علم ماست. ای جماعت شیعیان، به وسیلة «حم و الکتاب المبین إنّا أنزلناه فی لیلة مبارکة إنّا کنّا منذرین» احتجاج کنید که مقصود از آن، به ویژه صاحبان امر ـ ائمه(ع) ـ بعد از رسول خدایند.

امام صادق(ع) نیز در روایتی بلند از رسول خدا(ص)، به نقل از خداوند تبارک و تعالی می‌فرمایند: «انا انزلناه» را بخوان، در حقیقت آن نسبت تو و نسبت اهل بیتت تا روز قیامت است.

استدلال به شب قدر، منوط به اثبات دو امر است: اولاً، اینکه شب قدر بعد از وفات رسول خدا(ص) تا روز قیامت باقی است و این مطلب مورد اجماع فریقین ـ شیعه و سنی ـ است و از همین رو می‌بینیم که بندگان خدا برای درک آن شب در هرسال می‌کوشند.

ثانیاً، می‌دانیم که ملائکه امر خداوند را به همراه خود فرود می‌آورند، حال سؤال این است که ملائکه بر چه کسی فرود می‌آیند؟ آیا فرود می‌آیند، اما نه بر فرد؟ یا آنکه بر پادشاهان و سلاطین، یا بر سایر مردم؟ بنابراین ملائکه بر قلب انسان ـ نه فقط بر زمین ـ فرود می‌آیند.

در اینجا همچنین سؤال می‌کنیم: آن کدام قلب است که اوامر خداوند را که به وسیلة ملائکه و روح فرود آمده پذیرا می‌شود؟

پاسخ: ملائکه و روح، امر الهی را بر قلب ولی‌الله و حجت او در زمین فرود می‌آورند، زیرا تنها آن قلب شایستگی و توانایی نزول اوامر الهی را داراست. این ولایت در عصر رسول خدا(ص) در آن حضرت متجلّی بود و همة مسلمانان متّفق‌اند که آن حضرت(ص) محور لیلة القدر در زمان حیات خود بودند.

حال که این مطلب پذیرفته شد، به دومین نتیجه می‌رسیم که:

استمرار شب قدر در هر سال، و استمرار نزول همة امور به وسیلة ملائکه، بعد از رحلت رسول خدا(ص)، وجود جانشین و خلیفة آن حضرت(ص) را، به منظور ایفای همان نقش در شب قدر، اثبات می‌نماید.

از همین‌رو از امیرمؤمنان حضرت علی(ع) روایت شده که به ابن عباس فرمودند: به حقیقت، شب قدر در هر سال وجود دارد، در آن شب امر همة سال نازل می‌شود، و آن امر، بعد از رسول خدا(ص) صاحبانی دارد. ابن عباس عرض کرد: آنان کیستند؟ امام(ع) فرمودند: من و یازده [فرزند] از صلب‌ام.

[ شنبه ٥ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٩:٥٦ ‎ب.ظ ] [ سابقون ]


« قیلَ لَهُ(علیه السلام) مَا الزُّهْدُ؟قالَ: أَلرَّغْبَةُ فِى التَّقْوى وَ الزَّهادَةُ فِى الدُّنْیا. قیل: فَمَا الْحِلْمُ؟ قالَ کَظْمُ الْغَیظِ وَ مَلْکُ النَّفْسِ. قیلَ مَا السَّدادُ؟ قالَ: دَفْعُ الْمُنْکَرِ بِالْمَعْرُوفِ.»

از حضرت امام حسن مجتبى(علیه السلام) پرسیده شد که زهد چیست؟ فرمود: رغبت به تقوا و بی رغبتى در دنیا. سؤال شد حلم چیست؟ فرمود: فرو بردن خشم و تسلّط بر نفس. سؤال شد سداد و درستى چیست؟ فرمود: برطرف نمودن زشتى به وسیله خوبى.

[ سه‌شنبه ۱ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ ] [ سابقون ]

از کتاب العدد روایت ‏شده که گفته‏اند مردى در حضور امام حسن(ع) ایستاده، گفت:

اى فرزندان امیرمؤمنان سوگند به آن که این نعمت را به تو داده که واسطه‏اى براى آن قرار نداده، بلکه از روى انعامى که بر تو داشته آن را به تو مرحمت فرموده، که حق مرا از دشمن بیدادگر و ستمکارم بگیرى که نه احترام پیران سالمند را نگهدارد و نه بر طفل خردسال رحم کند!

امام(ع) که تکیه کرده بود، برخاست و سر پا نشست و به آن مرد فرمود: این دشمن تو کیست تا من شرش را از سر تو دور کنم؟

عرض کرد: فقر و ندارى!

امام(ع) سر خود را به زیر انداخت و لختى فکر کرد و سپس سربرداشت و به خدمتکار خود فرمود:

«احضر ما عندک من موجود»؟؛هر چه موجودى دارى حاضر کن!

خدمتکار رفت و پنج هزار درهم آورد.

امام(ع) فرمود: این پول را به این مرد بده، آنگاه به وى فرمود: به حق همین سوگندهایى که مرا بدانها سوگند دادى که هرگاه این دشمنت ‏براى زورگویى نزد تو آمد حتما براى گرفتن حق خود نزد من آیى!

[ سه‌شنبه ۱ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ ] [ سابقون ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

أللّهمَ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أبیها وَ بَعلِها وَ بَنیها وَ سرِّالمُستَودَعِ فیها بِعَدَدِ ما أحاطَ بِهِ عِلمُک
صفحات اختصاصی
امکانات وب
وصیت شهدا مهدویت امام زمان (عج)

دریافت کد