نويسندگان

[ چهارشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ ] [ سابقون ]

 

استکبار یعنى چه؟ استکبار یک تعبیر قرآنى است؛ در قرآن کلمه‌ى استکبار به کار رفته است؛ آدم مستکبر، دولت مستکبر، گروه مستکبر، یعنى آن کسانى و آن دولتى که قصد دخالت در امور انسانها و ملّتهاى دیگر را دارد، در همه‌ى کارهاى آنها مداخله میکند براى حفظ منافع خود؛ خود را آزاد میداند، حقّ تحمیل بر ملّتها را براى خود قائل است، حقّ دخالت در امور کشورها را براى خود قائل است، پاسخگو هم به هیچ‌کس نیست؛ این معناى مستکبر است. نقطه‌ى مقابل این جبهه‌ى ظالم و ستمگر، گروهى هستند که با استکبار مبارزه میکنند؛ مبارزه‌ى با استکبار یعنى چه؟ یعنى در درجه‌ى اوّل زیر بار این زورگویى نرفتن؛ معناى استکبارستیزى یک چیز پیچ‌وخم‌دارِ پیچیده‌اى نیست؛ استکبارستیزى یعنى یک ملّتى زیر بار مداخله‌جویى و تحمیل قدرت استکبارگر یا انسان مستکبر یا دولت مستکبر نرود؛ این معناى استکبارستیزى است.

 این رویکرد استکبارى که آمریکایى‌ها دارند و از ده‌ها سال پیش تا امروز هم ادامه دارد، موجب شده است که در ملّتهاى دنیا یک احساس بى‌اعتمادى و بیزارى نسبت به دولت آمریکا به‌وجود بیاید؛ این مخصوص کشور ما نیست؛ هر ملّتى به آمریکا اعتماد کرد، ضربه خورد؛ حتّى آن کسانى که دوست آمریکا بودند. حالا در کشور ما دکتر مصدّق به آمریکایى‌ها اعتماد کرد؛ براى اینکه بتواند خود را از زیر فشار انگلیس‌ها نجات بدهد، به آمریکایى‌ها متوسّل شد؛ آمریکایى‌ها به جاى اینکه به دکتر مصدّق که به آنها حسن ظن پیدا کرده بود کمک کنند، با انگلیس‌ها همدست شدند، مأمور خودشان را فرستادند اینجا و کودتاى ۲۸ مرداد را راه انداختند. مصدّق اعتماد کرد، کتکش را [هم‌] خورد؛ حتّى کسانى که با آمریکا میانه‌شان هم خوب بود و به آمریکا اعتماد کردند، ضربه‌اش را خوردند.

در ادامه مطلب می خوانید...


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ ] [ سابقون ]

 

 

نقل شده که وقتی یزید به مناسبت پیروزی بر امام حسین(ع) و قتل عام اهل بیت(ع) و اسارت زنان و دخترانشان جشن گرفت و مجالس سرور برپا کرد دستور داد سربریده را به حضور او و سران حکومت و مهمانان رسمی بیاورند.

یکی از حاضران سفیر دولت مسیحی روم بود که به یزید گفت: «وقتی بخواهم گزارش سفر را بدهم باید بگویم این سر چه کسی بوده است؟» یزید پاسخ داد: این سرحسین بن علی و فرزند فاطمه است.
 
سفیر روم گفت: وای بر تو، دین ما از دین و آیین تو بهتر است!

پدر من یکی از نوادگان فرزند حضرت داود است ومردم ما به خاطر این نسبت دور که من با حضرت داود دارم به خاک پایم تبرک می جویند ولی شما پسر دختر پیامبرتان را کشته و سربریده اش این گونه جشن می گیرید؟
 
و پس از آن چندان از این سخنان گفت که یزید فریاد زد: الان این مرد آبروی ما را می برد و دستور داد او را همان جا بکشند.
[ دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳٩٢ ] [ ٩:٢٠ ‎ب.ظ ] [ سابقون ]
 
آقا چه شد که حج شما نیمه کاره ماند؟
شبهای شهر مکه چرا بی ستاره ماند؟

بار سفر مبند، دلم شور می زند
گویا قیامت است،مَلک صور می زند

من خواب دیده ام، سرتان را به نی زدند
گرگان تشنه، زوزه کشان لب به مِی زدند

دیدم نسیم شانه به گیسوت می زند
مَرهم به زخم گوشه ی ابروت می زند

دیدم تو را به نیزه شه میگسارها
هو می کشند دوروبرت نی سوارها
در ادامه مطلب می خوانید...

ادامه مطلب
[ یکشنبه ٥ آبان ۱۳٩٢ ] [ ٩:٠٢ ‎ب.ظ ] [ سابقون ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

أللّهمَ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أبیها وَ بَعلِها وَ بَنیها وَ سرِّالمُستَودَعِ فیها بِعَدَدِ ما أحاطَ بِهِ عِلمُک
صفحات اختصاصی
امکانات وب
وصیت شهدا مهدویت امام زمان (عج)

دریافت کد