نويسندگان

 

استکبار یعنى چه؟ استکبار یک تعبیر قرآنى است؛ در قرآن کلمه‌ى استکبار به کار رفته است؛ آدم مستکبر، دولت مستکبر، گروه مستکبر، یعنى آن کسانى و آن دولتى که قصد دخالت در امور انسانها و ملّتهاى دیگر را دارد، در همه‌ى کارهاى آنها مداخله میکند براى حفظ منافع خود؛ خود را آزاد میداند، حقّ تحمیل بر ملّتها را براى خود قائل است، حقّ دخالت در امور کشورها را براى خود قائل است، پاسخگو هم به هیچ‌کس نیست؛ این معناى مستکبر است. نقطه‌ى مقابل این جبهه‌ى ظالم و ستمگر، گروهى هستند که با استکبار مبارزه میکنند؛ مبارزه‌ى با استکبار یعنى چه؟ یعنى در درجه‌ى اوّل زیر بار این زورگویى نرفتن؛ معناى استکبارستیزى یک چیز پیچ‌وخم‌دارِ پیچیده‌اى نیست؛ استکبارستیزى یعنى یک ملّتى زیر بار مداخله‌جویى و تحمیل قدرت استکبارگر یا انسان مستکبر یا دولت مستکبر نرود؛ این معناى استکبارستیزى است.

 این رویکرد استکبارى که آمریکایى‌ها دارند و از ده‌ها سال پیش تا امروز هم ادامه دارد، موجب شده است که در ملّتهاى دنیا یک احساس بى‌اعتمادى و بیزارى نسبت به دولت آمریکا به‌وجود بیاید؛ این مخصوص کشور ما نیست؛ هر ملّتى به آمریکا اعتماد کرد، ضربه خورد؛ حتّى آن کسانى که دوست آمریکا بودند. حالا در کشور ما دکتر مصدّق به آمریکایى‌ها اعتماد کرد؛ براى اینکه بتواند خود را از زیر فشار انگلیس‌ها نجات بدهد، به آمریکایى‌ها متوسّل شد؛ آمریکایى‌ها به جاى اینکه به دکتر مصدّق که به آنها حسن ظن پیدا کرده بود کمک کنند، با انگلیس‌ها همدست شدند، مأمور خودشان را فرستادند اینجا و کودتاى ۲۸ مرداد را راه انداختند. مصدّق اعتماد کرد، کتکش را [هم‌] خورد؛ حتّى کسانى که با آمریکا میانه‌شان هم خوب بود و به آمریکا اعتماد کردند، ضربه‌اش را خوردند.

در ادامه مطلب می خوانید...


 

 

 

ملّتها و حتّى دولتها به آمریکا بى‌اعتمادند به خاطر همین رفتار و رویکردى که در سیاست آمریکایى‌ها هست. هرکسى اعتماد کرد به آمریکا، ضربه‌اش را خورد؛ لذا امروز در میان ملّتها شاید بشود گفت منفورترین قدرتهاى دنیا آمریکا است. اگر یک نظرسنجى عادلانه و سالمى در دنیا بین ملّتها انجام بگیرد، گمان نمیکنم نمره‌ى منفى هیچ دولتى به پاى نمره‌ى منفى دولت آمریکا برسد؛ در دنیا امروز وضع اینها این‌جورى است؛ میشنوید دیگر حرفهایى که اروپایى‌ها امروز دارند علیه آمریکایى‌ها میزنند. خب، بنابراین مسئله‌ى ستیزه‌ى با استکبار و روز ملّى استکبارستیزى یک مسئله‌ى اساسى است.

خب، درباره‌ى مسائل جارى ما با آمریکا - که این روزها محلّ بحث است - چند نکته را من عرض بکنم؛ سئوال است در ذهنها. اوّلاً یک تذکّر مهم و لازمى را بدهم: هیچ‌کس نباید این مجموعه‌ى مذاکره‌کنندگان ما را با مجموعه‌ى شامل آمریکا - همان شش دولت، به‌اصطلاح پنج بعلاوه‌ى یک - سازش‌کار بداند؛ این غلط است؛ اینها مأموران دولت جمهورى اسلامى ایران هستند، اینها بچّه‌هاى خودمان هستند، بچّه‌هاى انقلابند؛ یک مأموریّتى را دارند انجام میدهند. کار سختى هم هست [که‌] بر عهده‌ى اینها است؛ دارند با تلاش فراوان آن کارى را که بر عهده‌ى آنها است انجام میدهند. بنابراین نباید مأمورى را که مشغول یک کارى است و مسئول یک فرایندى است مورد تضعیف یا توهین یا بعضى از تعبیراتى که گاهى شنیده میشود - که اینها سازش‌کارند، و مانند اینها - قرار داد؛ نه، این حرفها نیست. این را هم توجّه داشته باشید، این مذاکره‌اى که امروز دارد انجام میگیرد با شش کشور - که آمریکا هم جزو این شش کشور است - فقط در مورد مسائل هسته‌اى است و لاغیر. بنده هم اوّلِ امسال در مشهد مقدّس در سخنرانى گفتم [که‌] مذاکره در موضوعات خاص اشکالى ندارد؛ منتها گفتم من اعتماد ندارم، خوشبین نیستم به مذاکره، لکن میخواهند مذاکره کنند، بکنند؛ ما هم به اذن‌الله ضررى نمیکنیم.

یک تجربه‌اى در اختیار ملّت ایران است - که حالا من مختصراً عرض خواهم کرد - این تجربه ظرفیّت فکرى ملّت ما را بالا خواهد برد؛ مثل تجربه‌اى که در سال ۸۲ و ۸۳ در زمینه‌ى تعلیق غنى‌سازى انجام گرفت، که آن‌وقت تعلیق غنى‌سازى را در مذاکرات با همین اروپایى‌ها، جمهورى اسلامى براى یک مدّتى پذیرفت. خب ما دو سال عقب افتادیم، لکن به نفع ما تمام شد. چرا؟ چون فهمیدیم که با تعلیق غنى‌سازى، امید همکارى از طرف شرکاى غربى مطلقاً وجود ندارد. اگر ما آن تعلیق اختیارى را - که البتّه به‌نحوى تحمیل شده بود، لکن ما قبول کردیم، مسئولین ما قبول کردند - آن روز قبول نکرده بودیم، ممکن بود کسانى بگویند خب یک ذرّه شما عقب‌نشینى میکردید، همه‌ى مشکلات حل میشد، پرونده‌ى هسته‌اى ایران عادى میشد. آن تعلیق غنى‌سازى این فایده را براى ما داشت که معلوم شد با عقب‌نشینى، با تعلیق غنى‌سازى، با عقب افتادن کار، با تعطیل کردن بسیارى از کارها مشکل حل نمیشود؛ طرف مقابل دنبال مطلب دیگرى است.

یک مسئله این است که دشمنى آمریکا با ملّت ایران و با جمهورى اسلامى اصلاً حول محور هسته‌اى نیست؛ این خطا است اگر خیال کنیم که دعواى آمریکا با ما سرِ قضیّه‌ى هسته‌اى است؛ نه، قضیّه‌ى هسته‌اى بهانه است؛ قبل از اینکه مسئله‌ى هسته‌اى مطرح باشد، همین دشمنى‌ها، همین مخالفتها از اوّل انقلاب بود؛ اگر یک روزى هم مسئله‌ى هسته‌اى حل شد - فرض کنید جمهورى اسلامى عقب‌نشینى کرد؛ همان‌که آنها میخواهند - خیال نکنید مسئله تمام خواهد شد؛ نه، ده بهانه‌ى دیگر را به‌تدریج پیش میکشند: چرا شما موشک دارید؟ چرا هواپیماى بدون سرنشین دارید؟ چرا با رژیم صهیونیستى بدید؟ چرا رژیم صهیونیستى را به رسمیّت نمى‌شناسید؟ چرا از مقاومت در منطقه‌ى به قول خودشان خاورمیانه حمایت میکنید؟ و چرا؟ و چرا؟ و چرا؟ مسئله این نیست که اینها سرِ قضیّه‌ى هسته‌اى با جمهورى اسلامى اختلاف پیدا کرده باشند؛ نه، تحریم آمریکا از اوّل انقلاب شروع شد، روزبه‌روز هم بیشتر شده است.

طلب دیگر این است که ما براى مسائل اقتصادى کشور همه‌ى تلاشمان بایستى متمرکز باشد بر روى مسائل داخلى؛ آن پیشرفتى، آن گشایشى ارزش دارد که متّکى باشد به قدرت درونى یک ملّت. یک ملّت اگر به قدرت خود، به توانایى‌هاى خود متّکى بود، دیگر از اخم یک کشور، از تحریم یک کشور متلاطم نمیشود؛ این را باید ما حل کنیم. همه‌ى حرف ما با مسئولین - چه مسئولین گذشته، چه مسئولین امروز - همین است که باید براى گشایش مسائل کشور و مشکلات کشور، از جمله مشکلات اقتصادى، نگاه به درون باشد. ما در کشور ظرفیّتهاى زیادى داریم؛ از ظرفیّتهاى این ملّت که عبارت است از، هم امکانات انسانى، هم امکانات طبیعى، هم امکانات جغرافیایى و موقعیّت منطقه‌اى باید استفاده کرد. البتّه ما از تحرّک دیپلماسى هم حمایت میکنیم. وقتى میگوییم از درون بایستى کارها اصلاح بشود، معنایش این نیست که چشممان را ببندیم، تحرّک دیپلماسى نداشته باشیم، با دنیا کار نکنیم؛ چرا، تحرّک دیپلماسى، حضور دیپلماسى کار بسیار لازمى است - مسئولینى که این کارها را میکنند، بخشى از کارهایند - لکن تکیه بایست بر روى مسائل داخلى باشد. در عرصه‌ى دیپلماسى هم آن کشورى موفّق است که متّکى باشد به نیروى درون‌زا؛ آن دولتى میتواند در پشت میز مذاکره‌ى دیپلماسى حرف خودش را سبز بکند و به مقصود و نتایج مورد نظر خودش دست پیدا بکند که متّکى باشد به یک اقتدار درونى، توانایى‌هاى درونى؛ حساب میبرند از یک چنین دولتى.

 آمریکایى‌ها امروز بیشترین رودربایستى را از رژیم منحطّ صهیونیستى دارند؛ بیشترین ملاحظه را از محافل صهیونیست دارند؛ ملاحظه‌ى آنها را میکنند؛ ما داریم مى‌بینیم وضعیّت را. پنجه‌ى قدرتمندان مالى و کمپانى‌هاى صهیونیستى بر دولت آمریکا و کنگره‌ى آمریکا و مسئولین آمریکایى آن‌چنان مسلّط است که اینها مجبورند ملاحظه‌ى آنها را بکنند، ما که مجبور نیستیم ملاحظه‌ى آنها را بکنیم. ما از روز اوّل گفتیم، امروز هم میگوییم، بعد از این هم خواهیم گفت: ما رژیم صهیونیستى را یک رژیم نامشروع و حرام‌زاده میدانیم. یک رژیمى است که بر اساس توطئه به‌وجود آمده است، بر اساس توطئه و سیاستهاى توطئه‌آمیز هم دارد حفظ میشود و حراست میشود. آنها ملاحظه دارند؛ حالا چرا ملاحظه دارند، این خودش بحث دیگرى است؛ پول و قدرت و سرمایه‌ى صهیونیست‌ها کار خودش را میکند، بالاخره این بیچاره‌ها را دچار میکند؛ مجبورند ملاحظه کنند؛ فقط هم آمریکایى‌ها نیستند، خیلى از سیاستمداران دیگر غربى هم همین مشکل را بیچاره‌ها دارند، آنها هم گرفتارند، [دچار] مشکلند. لذا مسئولین ما توجّه داشته باشند، حرفها را ببینند؛ از آن طرف لبخند میزنند، اظهار علاقه میکنند، اظهار میل به مذاکره میکنند، از این طرف بلافاصله مى‌آیند میگویند: همه‌ى گزینه‌ها روى میز است! خب، که مثلاً چه؟ چه حرکتى، چه غلطى ممکن است نسبت به جمهورى اسلامى انجام بدهند؟ اگر جدّى هستند در کار، بایستى خودشان را کنترل کنند، باید جلوى آن کسانى را که زبان به حرفهاى یاوه‌اى از این قبیل میگشایند بگیرند.


[ دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ ] [ سابقون ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

أللّهمَ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أبیها وَ بَعلِها وَ بَنیها وَ سرِّالمُستَودَعِ فیها بِعَدَدِ ما أحاطَ بِهِ عِلمُک
صفحات اختصاصی
امکانات وب
وصیت شهدا مهدویت امام زمان (عج)

دریافت کد